تبليغاتX
خوب..... بد..... زشت
 
کی میگه مرده نفس نمی کشه؟!؟
 
  نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 2:32  توسط سیما  | 
صدای سنگین سکوت
در ذهن خسته ام می شکند
از خویش دور افتاده ام لیک
چراغی در دور دست وجودم
سوسو می زند
کسی فریاد می زند
با صدای بی صدا
آری این صدای سکوت است که میشنوی!
  نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 2:9  توسط سیما  | 

 

 

 

 

                                                         

  نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 1:51  توسط سیما  | 

 

نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن ز سر باد و خیره سری را
چو تو خود کنی اختر خویش را
مدار از فلک چشم نیک اختری را

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 3:14  توسط سیما  | 
وقتی که شعله ظلم
غنچه های لبهای ترا سوخت
چشمان سرد من
در های کور و فروبسته ی شبستان عتیق درد بود
باید می گذاشتند خاکستر فریادمان را بر همه جا بپاشیم
باید می گذاشتند غنچه های قلبمان را بر شاخه های انگشت
عشقی بزرگتر بشکوفانیم
باید می گذاشتند سرمای اندوه من آتش سوزان لبان ترا
فرو نشاند
اما ظلم مشتعل
غنچه لبانت را سوزاند
و چشمان سرد من
درهای کور و فروبسته ی شبستان درد ماند
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 3:12  توسط سیما  | 
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 3:5  توسط سیما  | 

Life is what we make it
Always has been
Always will be...

There's a light on in the attic
Though the house is
Dark and Shuttered.

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 2:58  توسط سیما  | 

روزهايى را كه تنها بوده اى فراموش كن

اما

هرگز لبخندهاى شيرين دوستانت را فراموش نكن

روزهاى ابريت را فراموش كن

اما

ساعات آفتابيت را هرگز فراموش نكن

بدبختى هايى كه گاه با آنها روبرو مي شوى را فراموش كن

اما

خوش بختى هايت را هرگز فراموش نكن

نقشه هايى را كه به نتيجه نرسيده اند را فراموش كن

اما

هرگز روياهايت را فراموش نكن

شكست هايت را فراموش كن

اما

پيروزى هايت را هرگز فراموش نكن

اشتباهاتت را فراموش كن

اما

درس هايى را كه آموخته اى هرگز فراموش نكن .


تنها يك راه به سوى بهشت وجود دارد كه در زمين آن را عشق مى نامند."كارن گلدمن"

 

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 2:52  توسط سیما  | 
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم
آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
یبا زودتر چیزها را ببینیم
  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 2:45  توسط سیما  | 
حسرت همیشگی

حرف های ما هنوز نا تمام.............

تا نگاه می کنی :

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگریز می شود

آی...............

ای دریغ و حسرت همیشگی !

ناگهان

            چقدر زود

          دیر می شود !


عشق رازی است مقدس.

برای کسانی که عاشقند عشق برای همیشه بی کلام می ماند;

اما برای کسانی که عشق نمی ورزند,عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست.

 

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 2:28  توسط سیما  | 

 

باز هم یکی بود و یکی نبود
اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم


یکی داشت و یکی نداشت
اونی که داشت تو بودی و اونی که تو را نداشت من بودم


یکی خواست و یکی نخواست
اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم


یکی آورد و یکی نیاورد
اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچکس ایمان نیاورد من بودم


یکی برد و یکی نبرد
اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم


یکی گفت و یکی نگفت
اونی که گفت تو بودی اونی که دوستت دارم را به هیچکس جز تو نگفت من بودم


یکی ماند و یکی نماند
اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست که بمونه من بودم


یکی رفت و یکی نرفت
اونی که رفت تو بودی و اونی که بخاطر تو تو دل هیچکس نرفت من بودم...

 

 

این مطلب را یه عزیز برای من زده بود اینقد پر احساس و قشنگ بود حیفم اومد که اینجا ننویسم

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 1:57  توسط سیما  | 
عشق یعنی شعله بر خرمن زدنعشق یعنی رسم و دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم یک نمازعشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی با پرستو پر زدن     عشق یعنی آب بر آتش زدن


عشق تنها آزادی در دنیاست زیرا چنان روح را تعالی می بخشد که قوانین بشری و پدیده های طبیعی مسیر آن را تغییر نمی دهند.

فقط عشق آدم کور است که نه زیبایی را درک می کند و نه زشتی را .

عشق وقتی دچار غم غربت باشد از حساب زمان و هیاهوی آن ملول می گردد.

عشق میزبانی مهربان است . گرچه برای میهمان ناخوانده خانه ی عشق سراب است و مایه ی خنده.

عشق از درون خویش آگاه نمی شود جز در لحظه ی جدایی.

عشق کلمه ایست از جنس نور که با دستی از جنس نور بر صفحه ای از جنس نور نوشته می شود.

عشق همانند مرگ همه چیز را دگرگون می کند .

 

  نوشته شده در  دوشنبه چهارم مهر 1384ساعت 1:47  توسط سیما  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM