تبليغاتX
خوب..... بد..... زشت
 
کی میگه مرده نفس نمی کشه؟!؟
 

 

در پس پنجره کسی هست که مرا می خواند...

 

باران نم نمک می بارد...


که چه زیباست صدایش...چه طنینی دارد


انتظارم به پایان آمد


قاصدکم خوش خبر بود بوی او را می داد


خبر از او آورد

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 1:29  توسط سیما  | 


And I'm all mixed up,feeling cornered and rushed
They say it's my fault but I want her so much
Wanna fly her away where the sun and rain
Come in over my face,wash away all the shame

When they stop and stare - don't worry me‘Cause I'm feeling for her what she's feeling for me
I can try to pretend, I can try to forget  But it's driving me mad, going out
of my head

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 1:25  توسط سیما  | 

زندگی قافیه شعر من است
شعر من وصف دل آرایی توست
در ازل شاید این
سر نوشت من بود
می سرایم به امیدی که تو خوانی
ور نه آخرین مصرع من
قافیه اش مردن بود

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 1:15  توسط سیما  | 

میلاد حضرت علی روز پدر و روز مرد


 را به همه مخصوصا به پدرها و آقا پسرها همون پدرهای آینده تبریک میگم


روزتون مبارک

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 0:56  توسط سیما 
  نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 2:7  توسط سیما  | 
سلام
باید بگم که کنکور قبول شدم هم کنکور ریاضی هم کنکورزبان
اما زمین تا آسمون با اون چیزی که می خواستم فرق داره
دیگه نمیدونم چی بگم فکر کنم برم یه گوشه بمیرم بهتره...آره همین بهتره

 

 

چشمهایت را ببند و فقط احساس کن و درک نما
این یک حقیقت است نه یک رویا
من در وجود تو و تو در وجود منی
زمان آن رسیده که زنجیر های زندگی را پاره کنی
اگر ادامه دهی خواهی دید
آنچه را که در فراسوی حقیقت پنهان شده

  نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 1:46  توسط سیما  | 
سلام
من از مسافرت برگشتم
هم خوب بید هم مفید بید
البته invisable نبودم

خوب قرار بود برم رو منبر سخنرانی کنم
خوب گذشته از شوخی من چندین نظر و آفهایی داشتم که به من گفتن موضوع وبلاگم منسجم نیست هم عاشقانس هم عکس بازیگره هم گهگاهی مطالب طنز و خلاصه از خیلی چیزا و به من پیشنهاد دادن که تو یکی از اینا فعالیت کنم .باید بگم خودم میدونم که ممکن هیچ کدوم از مطالبم به هم ربطی نداشته باشن و حتی فکر میکنم خیلی ها اینو پای کار ضعیف من میدونن. من وقتی وبلاگمو درست کردم اسفند 83 بود یادمه قبل از اینکه شروع کنم مطلب بنویسم موضع خودمو مشخص کردم اون وقتا هم تعداد وبلاگ ها خیلی خیلی کم بود چند ماه بیشتر از افتتاح بلاگفا نمی گذشت ولی با این اوصاف هم تصمیم گرفتم که از هرچی که دلم می خواد بنویسم خودمو محدود نکنم فقط به یک موضوع چون اینجوری هم من از وبلاگ نویسی ام لذت نمی برم هم اینکه من عقیده دارم وبلاگهای تک موضوعی یه خورده خسته کننده هستند هم اینکه یک سری مخاطب خاص دارند و این به این معنی که مخاطب خیلی کمی خواهند داشت البته دلیل اصلی این کار من اولی بود یعنی که دوست دارم از هر چیزی که خواستم بنویسم و از اینکارم هم خیلی لذت میبرم  اخیرا هم تقریبا میشه گفت تنها دلیل اومدنم برای سر زدن به وبلاگمه...البته باز باید بگم که اینطور هم نیست که هرچی که دلم خواسته تا الان نوشتم به خاطر یک سری موارد نمیتونم همچین کاریو بکنم ...بهر حال تا الان راضی ام از وبلاگم و باید از کسایی که زحمت میکشند وبلاگمو می خونن و کسایی که لطف میکنن برام نظر مینویسن یک تشکر مخصوص بکنم مخصوصا آقا مهرداد که باعث شدن من این نظرو بنویسم
دم همتون گرم
یک چیز دیگم بگم تا حالا چندین نفر بخاطر مطلب قسمت درباره وبلگ منو تحسین کردم خیلی خیلی خوشحال شدم چون مطلب از ته دل خودم بود صاف و ساده بی هیچ دروغی و اینکه این مطلب من کسایی رو تحت تاثیر قرار داده واقعا مایه خوشحالی و سر بلندی منه
مرسی
زیاد حرف زدم...تا بعد
 

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 1:15  توسط سیما  | 

پروردگارا به من آرامش ده


تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

دلیری ده

تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم

بینش ده

تا تفاوت این دو را بدانم

مرا فهم ده

تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن

مطابق میل من رفتار کنند.

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 0:55  توسط سیما  | 

 

Too much of heaven...Can bring you on the ground


می فهمی یا اصلا بهتره که
Let us talk about money
واقعا جای تاسف داره
ولی بدون که من اینجام همین دور و برا
I'm beyond the invisable
چه حالی داره من عاشق invisable هستم
دوست دارم فردا برم بیرون و میرم البته شاید جور نشه
آخه پس فردا مسافرم تا احتمالا دوشنبه دلم برای این زادگاه لعنتی تنگ میشه
اگه میشد آدم invisable بره مسافرت هم عالی بود
راستی دفعه بعد که اومدم می خوام مفصل در مورد نظرات و انتقادات و پیشنهاداتی که دوستان لطف کردن برام نوشتن حرف بزنم الان یه خورده عجله دارم پس منتظرم باشید
تا بعد

  نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 0:45  توسط سیما  | 
سلام سلام من اومدم بعد از یک غیبت صغری (به قول بچه ها گفتنی) شما خوبید؟
من مثل همیشه اما بهتره که فعلا بزنیم کوچه علی چپ...جای بدی نیست
بگذریم این شعر قشنگو تقدیم دوستان عزیزم میکنم

 

زندگی باغی بزرگه
پره از گلهای تازه
هرکسی یه باغچه از عشق
برای دلش می سازه
دل مهربون آهو
چشمه را تو خواب میبینه
قناری رو خاک گلدون
به امید گل میشینه
نگاه کن رو تن ساقه
تاول یه زخم کاری
چه کسی با نوک خنجر
خط نوشته یادگاری
با هجوم تیغ شعله
آسمون رنگشو باخته
شکر آب دود و بارون
به مضاق گل نساخته

 

  نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 2:33  توسط سیما  | 
 مطلبی که آقا سیاوش دوست و همشهری عزیزمون لطف کردن برام میل زدن را براتون میزنم

دستشون درد نکنه

 

من ده هزار سال پيش به دنيا آمدم

روزي ، در خيابان ،در شهر

پير مردي را ديدم ، نشسته بر زمين

كاسه ي گدايي در پيش ، ويولوني در دست

رهگذران باز مي ماندند تا بشنوند

پيرمرد سكه ها را مي پذيرفت ،سپاس مي گفت

و آهنگ سر مي داد

وداستاني مي سرود

كه كما بيش چنين بود :

من ده هزار سال پيش به دنيا آمدم

و در اينجا هيچ چيز نيست

كه قبلاًَ نشناخته باشم .

پائولو كوئيليو

 

  نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 2:31  توسط سیما  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM