تبليغاتX
خوب..... بد..... زشت
 
کی میگه مرده نفس نمی کشه؟!؟
 

 

هر رفیق راهی با من دو سه روزی همسفر بود

                 ادعای هر رفاقت واسه من چه زود گذر بود

  نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 1:4  توسط سیما  | 

چرا برگشتی؟
برای برگشتنت خیلی دیره
همه چیز فراموش شده
حتی خود من
تو می گی اومدم ستاره ها را نشونت بدم
اما من دیگه نمیتونم ببینم
تو میگی اومدم برات حرف بزنم
اما من دیگه نمیتونم بشنوم
 بگو چرا
فقط بگو چرا
 می پرسم چرا
چرا اونقدر به من چشاندی
که خوب و بد برای من بی معنی شده
فقط بگو چرا
چرا مجبور به بودن
بدون که من هم بودم
به  مرداب مرده نگاه میکنم
قربانی بعدی چه کسی خواهد بود

چرا چشیدن این همه تلخی
فقط بگو چرا
آخرین صدایی که از من میشنوی
پرسیدن اینکه چرا؟

 

............................................................
آنگونه باشیم که وقتی او رفت ای کاش نگوییم

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 0:25  توسط سیما  | 
سلام
یه خبر بد یه آدم عقده ای آیدی منو هک کرده ممکنه براتون چرت و پرت هم زده باشه پسش میگیرم خیلی زود
ladysima2000
از امشب هر چی براتون آف اومده باشه مال منم نیست
تقریبا میدونم کیه حالشو میگیرم
مثل اینکه به چندتا آیدی هم آف زده آدرس وبلاگم را هم بهشون داده
چند نفری از من دلگیر شدن همین جا ازم گله گردن
خلاصه معذرت می خوام

************

امروز  ۳۰ شهریور من آیدیمو پس گرفتم

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 1:15  توسط سیما 
سلام
باز هم کنکور
من هم کنکور قبول شدم درسته اون چیزی نبود که همیشه می خواستم 
کاردانی کامپیوتر دانشگاه کردستان قبول شدم
دوست داشتم کارشناسیشو بیارم اما خوب به قول معروف
قسمت هر چه که بود
ولی خوب حتما ادامه میدم تا کارشناسی یا حتی کارشناسی ارشد یعنی رسیدن به هدف قدیمی ام کارشناسی کامپیوتر(همون مهندس کامپیوتر خودمون) متاسفانه از شهرش اصلا خوشم نمیاد
یادمه پیش دانشگاهی که بودم با دوستان دور هم نشسته بودیم و در مورد دانشگاههایی که ممکن بریم حرف می زدیم من می گفتم که هدفی جز تهران ندارم بحث شد گفتم از سنندج خوشم نمیاد یعنی یه روز میشه از ناچاری سنندح را انتخاب کنم!!!دوستم همون لحظه گفت چیزاییکه آدم از اونا خوشش نمیاد و نسبت به اونا حساسیت بیجا نشون میده یه روز گریبانگیرش میشه تو هم یه روز گیر سنندج می افتی
الان فهمیدم که دوستم راست می گفته
نه اینکه سنندج بد باشه من زیاد خوشم نمیاد اما سعی میکنم بهش عادت کنم

البته من پارسال هم همین رشته را میتونستم بیارم اما نشستم به این امید که کارشناسیشو بیارم

راستی اینهم لینک دانشگاه ما:

دانشکده فنی مهندسی

  نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 23:45  توسط سیما  | 

 

شبا به این همه تاریکی نگاه میکنم
به این همه انرژی خاموش به این همه فریاد
به این همه فکر به این همه شعر
به این همه عطش
به این سیراب دلان شبگرد
به این آسمان
به روی ماه
به ابر سرگردان

  نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:35  توسط سیما  | 
*فقط مرگ دروغ نمی گوید*
صادق هدایت

 

 فکر کنم صادق هدایت هم بین یه مشت دروغ گو گیر افتاده بود...

  نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 0:46  توسط سیما  | 

در این زمانه بی های و هوی لال پرست
خوشا بحال کلاغان قیل و قال پرست

چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیال پرست

به شب نشینی خرچنگ های مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

رسیده ها چه قریب و نچیده می افتند
به پای هرزه علف های باغ کال پرست

رسیده ام به کمالی که جز انا الحق نیست
کمال دان آنرا برای من کمال پرست

هنوز هم زنده ام و زنده بودنم خاریست
به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 2:24  توسط سیما  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM